دلایل اقتصادی
در مواردی که تاکنون با آنها مواجه بودهایم، بالغ بر ۸۰٪ دلایل ابتدا اقتصادی بهنظر میرسد؛ اما با بررسی عمیقتر، اغلب مشکلات عاطفی در پس آن نهفته است.
هر تصمیم مهم، یک گفتگوی صادقانه میخواهد. ما برای شنیدن شما اینجاییم.
بلکه خاموش کردن نغمهی زندگی است پیش از آنکه فرصت نغمهخوانی بیابد؛ هر ضربان قلب کوچک درون رحم، نشانهای از حیات، امید و عشق الهی است.
تصمیم به سقط، در ظاهر شاید پاسخی به اضطرابها و نگرانیهای موقت باشد، اما در حقیقت زخمی عمیق بر روح مادر و برکت زندگی او مینشاند. هیچ رنجی در مسیر مادری، به اندازه حسرت بازگشتِ آن جانِ نازنین، سنگین نیست.
فرزند، هدیهای از سوی خداوند است؛ نوری که حتی در تاریکترین روزهای زندگی، میتواند دل را روشن کند. هر نوزاد، رزق و رحمت خود را به همراه میآورد؛ اگر به جای ترس، با ایمان و امید قدم برداریم، خواهیم دید که خداوند هرگز مادری را تنها نمیگذارد و زندگی با حضور این نعمت آسمانی، معنای تازهای پیدا میکند.
«کاری که ما در همین ابتدای امر میکنیم، برعهده گرفتن بار مالی است. اینجا مرحلهای است که مددجو فکرش آزاد میشود و تازه حرف ما را میشنود؛ وقتی حس میکند «پشتیبان معتمدی» پیدا شد، مانع اول برداشته شده است.» — از زبان گروه جهادی حسنا
حسنا همراه توئه؛ در هر ساعتی از شبانهروز، یک گوش شنوا کنار توست.
لیلا پشت تلفن صدایش میلرزید؛ بیشتر گوش میداد و کمتر صحبت میکرد. همهی وجودش پر از آشفتگی بود و حوصلهی نصیحت شنیدن نداشت. تنها چیزی که کمی دلش را آرام کرد، همدلی مریم بود. از وقتی با این خبر غافلگیر شده بود، حس تنهایی عجیبی داشت؛ حتی همسرش هم درکش نمیکرد.
مریم اصلاً به او نگفت چیکار بکند یا چیکار نکند؛ فقط کمکش کرد آرام شود و بتواند درست فکر کند. لیلا فکر میکرد با کشتن یک بچه معصوم، مشکلات حل میشود؛ اما از حسناییهایی که تا آن روز با بیش از هزار مادر باردار صحبت کرده بودند، شنید که با پایان دادن به این زندگی، مشکلات حل نمیشود و تازه سر و کلهی مشکلات جدید پیدا خواهد شد.
او همیشه فکر میکرد جنین زیر چهارماه فقط یک لختهی خون است و جانی ندارد؛ اما اینجا فهمید همین جنینِ دوماهه، انسانی است که هم جان دارد و هم احساس. دانهدانه چیزهایی که آزارش میداد را با مریم در میان گذاشت؛ از حرفهای پر از کنایهی همسایه و دوست و آشنا، از اصرار همسرش به سقط، از مشکلات اقتصادی و ترس از آیندهی فرزند سوم.
امروز محیا به دنیا آمده و زندگی لیلا جاری است؛ بدون افسردگی و احساس گناه. مریم در تمام بارداری تا سه ماه بعد از تولد محیا، معین لیلا بود و حالا دوتا دوست برای هماند.
چرا فرزندم را نمیخواهم؟ تکیهگاهی خواهم داشت؟ احساس تنهایی میکنم؟ در شهر ما کمکی نیست...
در مواردی که تاکنون با آنها مواجه بودهایم، بالغ بر ۸۰٪ دلایل ابتدا اقتصادی بهنظر میرسد؛ اما با بررسی عمیقتر، اغلب مشکلات عاطفی در پس آن نهفته است.
مادر چون پشتیبان عاطفی و روانی ندارد، ورود فرزند را از دید مثبت نمیبیند. اولین حس او این است: «این بچه نباشد، وضعیت برای من بهتر است.»
بعد از جستوجو و اطمینان از صحت اوضاع، بار مالی را تقبل میکنیم؛ اگر مشکل ارزاق باشد، اگر همسر بهدنبال کار میگردد یا مانعی اقتصادی وجود دارد.
تهیهی مواد اولیهی باکیفیت برای خانوادههای تحت حمایت؛ از عسل و شیرهی انگور تا برنج ایرانی، تا تغذیه درست، اعصاب را آرام و ذهن را باز نگه دارد.
طرح ختم قرآن، مسابقات حفظ خطبهی غدیر و فدک، مسابقات کتابخوانی و کار بر کیفیت نماز؛ بهجای کمک نقدی بلاعوض، هدیه و وام.
در طی ۹ ماه بارداری، حضور ما زندگی خانواده را سر و سامان میدهد؛ روحی و جسمی، تا آنجا که نیازمند حمایت ما نشوند.
نمونههایی از خانوادههایی که با همراهی حسنا، مسیر زندگیشان تغییر کرد.
خانوادهای که به سقط ناخواسته مصمم بودند، پس از حمایتهای حسنا، نوزادشان «محیا» به دنیا آمد؛ پس از تولد او برکتی وارد خانه شد، بچهها عاشق خواهرشاناند و زندگی بدون احساس گناه جاری است.
بیماری عجیبی گریبان فرزند دوم را گرفت و تنها راه درمان، سلولهای بنیادی بود؛ هیچ سلولی از اقوام جواب نداد الا سلولهای همان بچهی ناخواسته بلکه خداخواسته. آنجا بود که فهمیدند چرا باید نگهش میداشتند.
همسر بیمار و خانهای حتی بدون آب و برق؛ مادر مصمم به سقط بود، اما همدلی حسنا به جانش نشست. بستههای مادرانه ارسال شد و قبل از تولد گل دختر، آب و برق به خانهشان آمد.
اگر شما یا کسی که میشناسید در تصمیمگیری سختی است، این فرم را تکمیل کنید؛ مشاوران ما در کوتاهترین زمان و کاملاً محرمانه با شما در ارتباط خواهند بود.